سلطان محمد مطربي سمرقندي
281
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 70 » ] [ چاكرى شيرازى ] [ متوفى 990 ق / 1582 م ] چاكرى ، از نوكران برهان خان بخارى بوده و قاعدهء خدمتكارى را ، نيكو مىدانسته ، گاهى زبان به گفتن اشعار مىگشوده و اين غزل واسوز ، از گفتار دلفروز او بوده : غزل : خاطرم آزرده شد از شوخ ناپرواى خود * عاقبت واسوختم از دلبر رعناى خود تا به كى سوداى زلفش داردم آشفتهحال * جمع كردم از پريشانى ، دل خودراى خود تا گشادم دل ز بند طُرّهء آن بىوفا * دفع كردم از سر سودازده ، سوداى خود « چاكرى » وارسته شد ، از قيد هروارستگى * چند در زنجير غم بيند مقيّد پاى خود
--> ( 70 ) . چاكرى شيرازى كه به دلالى مشغول بود ، شعر بسيار دارد ، گاهى ابيات عالى از طبعش سر مىزد : شمع انجمن ، ص 109 ؛ مخزن الغرائب ، ص 584 ؛ تذكرهء منتخب اللطائف ، ص 137 ؛ گلزار جاويدان ، 1 / 347 ؛ شكرستان پارسى ، حرف چ ؛ رياض الشعراء والهء داغستانى ، برگ 81 ؛ صحف ابراهيم ، برگ 89 ( ش 94 ) ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 234 ؛ رياض العارفين آفتاب ، ص 170 .